آدم ها روياهايي دارند
چون زمزمه هاي رود بر چهرهی زمین
من نشاني ام را بر ديوار خاطرات خواهم کند
جايي کنار ليلي و زليخا
آنسوي هزاره ها
قصهی من جان خواهد گرفت
جاری مثل رفتن...
در آسمان شب
شهرزاد
هزارو يك شبي تازه مي زاید
بر زمینی که سر میبُرند
مي خواهم بتابم
نمردن را
چون ماه
كه هميشه مي تابد.
+ نوشته شده در دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 12:8  توسط زلما بهادر
