لحظه هایی از
زندگی و کشف پاره روایت های زلما و رضا بهادر
راویان
موازی ای که در تقاطع تاریک راه شیری یکی شدند...
گفتگو : غلامرضا
کوکلا (انکیدو)
__________________________________
از شرق و غرب جهان آمده بودیم
هر دوی ما جنوبی و عاشق
شبیه هم...
اول فکر می کردیم دو نفریم! کمی بعد تر متوجه
شدیم که کاملا یک نفر هستیم، حالا دیگر همان نفر هم نیستیم.
این جا نیامده ایم تا خواب های مان را برای شما
تعبیر کنیم. حتماً خودتان خواب های زیادی دیده اید. ولی ما خواب نمی بینیم! ما هر
روز می میریم و شب زاده می شویم.
طبیعی است که مردم می خوابند و معمولاً خواب هم
می بینند. بعضی زیاد خواب می بینند.
بر عکس... نه، اصلا ربطی به ما ندارد.
ما چند شبانه روز بیدار می مانیم و فقط نگاه می
کنیم...
سپس تا مدتی بیهوش می شویم. آن گاه در بیهوشی
مطلق خودمان را دوره می کنیم.
اکثر وقت ها پس زمینه ی نگاهمان رنگ ثابتی
دارد. آن وقت است که اگر محیط انرژی مان را تغییر دهیم، به بُعد دیگری از شناخت
کائنات می رسیم!
گاهاً پرچمی از رنگ وجودی فرا زندگی در زمین می
کوبیم، بعد ها می بینیم که میخ مان را محکم کوبیده اند...
سال هایی می شود که به همین روال می گذرانیم.
دست خط همه ی این پاره روایت ها همان مشاهدات
عالم بی هوشی اند...
این روایات در خلسه ای چون مرگ جاری شده اند.
حالا ما یا همان من، امیدواریم شما را با سیر
این انگاره ها همسفر کنیم...
سئوال: خب با اجازه از یک جایی بحث رو شروع
بکنیم.
جواب رضا: بفرمایید
جواب زلما: البته... فقط جای دوری نباشه
س: من به جای بیوگرافی و این حرف ها بحث را با
این پرسش آغاز می کنم که اصلاً چرا پاره روایت؟
چرا شعر نه؟!
ج رضا: من در جواب شما یک اشاره ای بکنم به اسم
پاره روایت و این که این نوع سروده ها هم در اصل به دلیل کشف شاعرانه و فضای
سوررئال زیر مجموعه ای از شعر محسوب می
شوند اما این که نامی چنین را با خود یدک می کشند از آن روست که ذات پاره روایت
فاصله هایی بنیادی با گونه های دیگر شعری دارد که اگر خواستید توضیح مختصری از آن
را خدمتتان ارائه می دهیم.
ج زلما: حالا این تفاوت ها هم می توانند از
منظر فرم در روایت ها اتفاق بیافتند هم این که از لحاظ مضمون و محتوا...
تازه در این فراوانی نعمت که شعر امروز دارد
اسمی شبیه پاره روایت سروده های ما را بهتر معرفی می کند.
س: پس با این تفاسیر تعریف خاص خودتان را از
پاره روایت شرح می دهید؟
ج: پاره روایت بازنویسی مکاشفاتی ست که در
سیری کیهانی مشاهده می شوند و بدون در نظر داشتن زمان و مکان راوی را به دیدن
عریان خود در هستی و هستی در خود می نشاند...
راوی قبل از اینکه تصمیم به نوشتن گیرد روایت را دید می زند
و هنگام نگارش با قرار گرفتن در خلسه ای بی وزن فضای روایت را بر اساس تجربه های
کیهانی و روزمره گی های زندگی باز آفرینی می کند.
راوی این گونه پاره روایات در روح مشترک محو می شود تا به
حقیقت اشیاء دست یابد و هستی را همان گونه که هست مشاهده کند...
پاره روایت به نوعی نیز پاسخ به سئوال های بنیادین انسانی
است که با فنا شدن خود در وحدت پاسخش را در می یابد و خودش را جواب تمام
پرسش ها می بیند.
با این که پاره روایت ظاهری شبیه شعر دارد ولی به واسطه ی
ذات کاشفانه اش از ژست های مرسوم شاعری کناره می گیرد و در مسیر حیرت و تجربه با
عشق خود طی طریق می کند...
پاره روایت می تواند همه ی این ها باشد و هم چنان هیچ کدام
این ها هم نباشد!
س: حالا به نظر شما کدام گونه از شعر امروز به پاره روایت
هایتان نزدیک تر است؟
ج رضا: من بدون در نظر گرفتن فرم آن شعر هایی را بیشتر می
پسندم که شاعر در جایگاه خالق می نشیند و با کشف حقیقت لحظه ها و تصاویر پویا و
تازه ای را خلق می کند که همواره با روان آدمی در ارتباط هستند...
ج زلما: من بعضی شعرهای گفتار از جناب صالحی ، شعرهای ضیاء موحد و فصل
های درخشانی از فروغ جان فرخزاد را لمس می کنم... همچنین کارهای بیژن نجدی عزیز را هم دوست دارم.
س: رضا جان شما از شاعر به خصوصی اسم نبردید. می شود بگویید
شعر های چه شاعرانی را بیشتر دوست دارید؟
ج رضا: من هم شعرهای زیادی را دوست دارم که متاسفانه الان
همه ی آنها به خاطرم نمی آیند ولی در کل آثار یداله رویایی ، بیژن الهی ، احمد
رضا احمدی و اصولاً شاعران موج نو را
دوست تر دارم.
س: به نظر شما این که می گویند هنرمند باید اثری متفاوت
ارائه دهد تا چه اندازه اهمیت دارد؟
ج رضا: اگر این تفاوت دارای زیر ساخت و تجربه های شاعرانه و
دید شهودی هنرمند باشد صد در صد به اثر هنری موقعیت و جایگاه ویژه ای می بخشد در
غیر این صورت... باید بگذاریم تا گذر زمان جایش را نشانمان دهد.
ج زلما: من هم با حرف های رضا هم عقیده هستم و فکر می کنم
تفاوت تنها موقعی ارزش هنری دارد که از روح جمعی کیهان و یکی شدن شاعر با طبیعت
آمده باشد.
س: حالا شما مخاطب پاره روایت ها ی خود را در کجا جستجو می
کنید؟
ج رضا: در عالم ارواح... (می خندند)
ج زلما: ما فقط تجربه های خود را در اختیار یک عده قرار می
دهیم و این که چه کسی با تجربه های ما همسفر می شود را از نظر آن شخص راجع به پاره
روایت مان درک می کنیم
ج رضا : معمولاً
مخاطبان ما شاعران شعر امروز هستند نه توده ی مردم . به نظر من آن هایی با این نوشته ها ارتباط
برقرار می کنند که خود به آفرینش اثر هنری می پردازند و لذت خلق را درک کرده اند
یا این که ذهن های سوررئالی دارند و با فضاهای وهم آلود و خواب گونه ی پاره روایت
آشنا هستند.
س: آیا شما اعتقاد دارید که سبک جدیدی در شعر فارسی به وجود
آورده اید؟
ج رضا: به هیچ عنوان... هزاران سال است که میان شاعران
و صوفیان و ... این گونه مشاهدات به زبان
شعر جاری بوده اند و تا به امروز پشتوانه ی عظیمی از ادبیات صوفیانه و حکمت
خسروانی ایران زمین را پر بار کرده اند.
ج زلما: این شعر در غرب هم پیروان خود را دارد و عنوان های
مختلفی هم به خود اختصاص داده است.
س: پاره روایت ها ی شما چه اندازه به تصاویر شهودی وفا دار
هستند و تا چه میزان دست خوش تغییرات فرم
شعر ی شان می شوند؟
ج رضا: این طبیعی ست که در پاره روایت ها بیشتر خط اصلی از
منبع گرفته می شود و راوی بسته به خلاقیت خود نوع روایت را شکل می دهد.
ج زلما: چیزی که برای ما جالب به نظر می آمد این بود که
خیلی وقتی ها پیش می آمد ما خواب دوستانمان را می نوشتیم و بعد از خوانش روایت می
شنیدیم که نوشته ما خواب دیشب فلان کس بوده است. یا این که چند روز بعد از نوشتن
پاره روایت آن داستان دقیقاً برای خودمان پیش می آید...
از این قبیل مسائل زیاد برای خودمان و پاره روایت ها پیش می
آید.
س:با این حساب اصلاً چرا آثار خود را در اختیار مخاطب قرار
می دهید؟
ج رضا: طبیعی است... مثالی افسانه ای آورده اند که داوود
خلیل از حضرت حق می پرسد چرا خلق را آفریدی؟ جواب
می رسد که گنجی بودم نهفته خواستم که آشکار شوم. این البته فقط یک مثال
است.
ج زلما: حالا ما هم می خواهیم تا گنج نهفته خود را آشکار
کنیم...(خنده)
خارج از شوخی این مسئله بعد از خلق روایت پیش می آید که به
نوعی نیاز انسان به درک شدن است.
س: نظرتان راجع به جشنواره های شعر ی که برگزار می کنند
چیست؟
ج رضا: من کلاً رقابت رو برای آثار هنری شایسته نمی دانم و
به نظرم جشنواره برای کالا یا محصولات صنعتی مناسب تر است ولی نشست های ادبی و شعر
خوانی می توانند مثبت عمل کنند.
ج زلما: وقتی شاعری شعر خودش رو به جشنواره ارائه بده معلوم
میشه در اثرش هیچ گونه مکاشفه و مشاهده ای وجود نداره و تنها تلاشی آگاهانه برای
ساختن چند سطر موزون یا منثور صورت گرفته است.
س: نظر شما در مورد شعر کارگاهی و کارگاه های تجربی شعر
چیست؟
ج رضا: می تواند تجربه ای برای جوانان مستعد باشد و شوری در
آنها ایجاد کند ولی نهایتاً شعر محصول تنهایی و خلوت آدمی ست...
ج زلما: چنین تجربه ای را نداشته ام و هیچ وقت هم وسوسه
هایش را جدی نمی گیرم.
س: من از شما تشکر می کنم و می خواهم این گفتگو را با آخرین سخنان شما تمام کنم.
بفرمایید:
ج زلما: در طول گفتگو پیش نیامد تا از کتاب های تازه مان
حرفی بزنیم
به زودی دو کتاب از
من به نام های آسمانکی که از خواب هفت سالگی ام جا ماند و
مرگ نمایشی زنی در اتاق خواب ...
همچنین
سه مجموعه از رضا با اسم های :هیاهوی تجربه ای دست بسته ...حالا به فرض که
چند سال گذشته است ... و قبر های دست دوم
به صورت الکترونیکی عرضه و در اختیار همه قرار می گیرند.
با تشکر از شما همه...
ج رضا: راه درازی رو پیش رو داریم. فقط
امیدوارم که تا هستیم رهرو ی خوبی برای این جاده باشیم و در طی طریق خود لااقل چند
شهری را عشق بورزیم. ممنون از لطف شما و
حسن نظرخوانندگانتان...
س: من هم از هر دوی شما کمال تشکر رو
دارم و اعتراف می کنم که لحظه های خیلی خوشی رو با هم گذروندیم.
19/6/1389
شب های شعر و
روایت... «راوی»